عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

وداع با شیره جانم...

  آخ مادر ... صدای تپش های قلبم را تو نیز می شنوی ؟ می بینی چه حالی دارم از جدایی ات ؟ می بینی عزیز دلم ؟ مگر نگفتم که آغوشت را از من دریغ نکن ؟ مگر نگفتم که باز بیا و لمــــــــس تن لطیف ات را سهم من بکن ؟ مگر نگفتم اگر نیایی ، من میمیرم ؟ پس چرا دیگر نمی آیی ؟ همان قدر طـــــــولانی ... همان قدر آرام ... همان قدر بکــــــر ... چرا نمی آیی آخر مـــادر ؟! بیا ؛ جان مادرت بیا ! نگاه به نوشته هایم نکن پسرکم . ساده نگیرشان ! تک تک این واژه ها با بغـــــــض آمده اند و اینجا جا خوش کرده اند . بغضی که حتی یک لحظه هم رهایم نمیکند ! مگر ســـــــــــاده است دل کندن از آن لحظه ی شیرین ؟ از آن عاشقانه...
22 تير 1392

...

    زندگی به من اموخت... آدمها نه دروغ میگویند... نه زیر حرفشان میزنند... اگر چیزی میگویند، صرفا احساساتشان در همان لحظه است... نباید رویش حساب کرد... مهمترین درسی که در زندگی آموختم این بود که: هیچکس شبیه حرف هایش نیست...             پ.ن: با تشکر از دوست خوبم شادی جون از وب فرشته های زمینی مامان     ...
21 تير 1392

خدا رو دوست دارم واسه اينكه تو رو بهم داده...

  خدا رو مي خوام نه واسه اينكه ازش چيزي بخوام خدا رو مي خوام نه واسه مشكل حل وغصه هام خدارو دوست دارم نه واسه جهنم وبهشت خدا رو دوست دارم ولي نه واسه زيبا و زشت خدا رو مي خوام نه واسه خودم كه باشم يا برم خدا رو مي خوام نه واسه روزاي تلخ اخرم خدا رو مي خوام نه واسه سكه وسكوي ومقام خدا رو مي خوام كه فقط تو رو نگه داره برام خدا رو دوست دارم واسه اينكه تو رو بهم داده خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و يادم داده خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خيلي دوست داره خدا رو دوست دارم چون عاشق وتنها نمي زاره خدا رو دوست دارم واسه اينكه حواسش با منه خدا رو دوست دارم اخه هميشه لبخند مي زنه ...
15 تير 1392

زمینی شدنت مبارک آنیتا جونم ♥

الان که اومدم یه سری به وب ایلیا بزنم تو وب یکی از دوستام (مامان آتنا جون)  خوندم که دوست خوبم سعیده جون از وب ( به انتظارت می مانم)  به سلامتی زایمان کردن، و خدارو شکر هم خودش و هم نی نی سلامت هستن، الــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهی شکرت که این نی نی ناز نازی ما به سلامتی به دنیا اومد   سعیده جونم امیدوارم با وجود این دخملی ناز همیشه شاد باشی و غصه هات و به دست باد بدی دوست خوبم   ...
10 تير 1392

ایلیا گلی و مسابقه نی نی شکمو ...

سلام به دوستای عزیزم  در مدت غیبتم، هر وقت که فرصتی میشد و میومدم نت بهتون سر میزدم ولی نشد که نظر بزارم شرمنده ایشالا در فرصت مناسب جبران میکنم  الان اومدم عکس ایلیا گلی رو که تو مسابقه نی نی شکمو شرکت کرده بزارم، میدونم که اکثر نی نی وبلاگی ها تو این مسابقه شرکت کردن ولی اگه دوست داشتید و براتون مقدور بود به ایلیاگلی منم رای بدید یه دنیا ممنون     اگه دوست دارید به گل پسر من رای بدید کد 284 و به شماره 2000 8080 20 0 اس ام اس کنید. اینم عکس ایلیا جونی برای مسابقه     .............................................................................................
9 تير 1392